در روزهای حساس و سرنوشت سازی قرار داریم که مبارزات ملت ترک آذربایجان جنوبی برای تعیین سرنوشت سیاسی– ملی شان مقارن شده است با دگرگونی دیپلماسی جهانی و منطقه ای در رابطه با ایران و تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخلی که حاکمیت ارتجاعی– شونیستی ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده است. بی شک در این شرایط هر گونه نشست و هم گرایی بین شخصیت ها و احزاب سیاسی آذربایجان جنوبی در داخل و خارج و تمرکز بر منافع ملی - سیاسی حرکت ملی به عنوان تاثیر گذارترین نیروی سیاسی در آذربایجان جنوبی رمز پیروزی جنبش ملی آذربایجان جنوبی به شمار می آید.
فوتبال اکنون بعنوان صنعت و پدیده ایی اجتماعی و سیاسی در جهان از جمله محبوترین دلبستگی های جوامع مختلف محسوب می گردد. سالیانه میلیاردها دلار در این صنعت جابجا می شود و علاوه بر مسائل اقتصادی هر کسی بنا بر فراخور فکری اش از این پدیده اجتماعی استفاده می کند. اکنون نمی توان منکر دخالت سیاست در فوتبال بود که این موضوع در ایران رنگ و بوی بیشتر و محسوس تری دارد، مثلا تقریبا همه مدیران باشگاهها از بین مسئولان و سیاسیون و نظامیان انتخاب می شوند و اکثریت قریب به اتفاق باشگاههای فوتبال در ایران وابسته به دو ارگان وزارت صنایع و نهادهای نظامی هستند.
پروژه آذربایجان ستیزی و ایجاد دشمنی بین دو ملت آذربایجان شمالی و جنوبی، سناریوی است که سابقه طولانی در حکومتهای روسیه تزاری، شوروی، پهلوی و جمهوری اسلامی دارد.
اما این سیاست پلید شووینیستی پس از استقلال جمهوری آذربایجان شمالی در سال 1990، به عنوان یکی از اصول ثابت سیاست خارجی ایران درآمده و تمامی دولتهای به اصطلاح "سازندگی، اصلاحات، مهروزی!!!"
در میان تبلیغات وسیع برای راهپیمایی های اعتراض آمیز جنبش سبز در سراسر کشور نکته ای که بیش از همه قابل توجه و تامل می نمود بمباران تبلیغاتی وجنگ روانی بود که برای به صحنه کشاندن آذربایجان و ترکها در جریان بود. زمان بندی فتوی آیت الله منتظری در خصوص حقوق زبانی ترکها (مشخصًا و نه سایر ملل و قومیتها)، بیانیه ها و دعوتهای پخش شده توسط ارگانهای تبلیغی حامل جنبش سبز و زمینه سازیهای گسترده توسط طیفهای مختلف منسوب به سبزها (علی الخصوص در شهر تبریز) همگی حاکی از برنامه ریزیهای گسترده قبلی و نیز حرص و هیجان بالا برای به صحنه کشیدن آذربایجان داشت.
گونئی آذربایجان میللی حرکتی چوخ حساس بیر مرحلهدن کئچیر. ایرانداکی سون جومهورباشقانلیغی سئچکیلری عرفهسینده یارانان سیاسی چکیشمه داها دا درینلشهرک دوام ائدیر. طرفلرین هئچ بیریسینده گئری آددیم آتما نیتی گؤرسنمیر. ایران آغیر، توققوشمالی و راحت چؤزولمهیهجک بیر سیاسی بحران و قوطوبلاشما ایچینه گیرمیشدیر. آذربایجان خالقینین طالعی ده وار اولان بحران و قوطوبلاشمانین نتیجهسینده معیین لشهجک.
گون کئچديکجه، ايراندا ياشيللار حرکاتي آدلانديريلان اولايلارين ماهييتي قينيندان چيخاراق آچيقليغا قوووشماقدادير. آذربايجان ميللي حرکاتي نين بير چوخ فعاللارينا، ايلک گونلردن بري اولايلاري دوزگون طرزده اؤلچولموشدو. اونون اوچونده، باشلانقيجدان بري بيزيم حرکاتيميزين بو حاديثه لره قوشولماسي نين زييانلي اولدوغونو وورقولاياراق، ميلتيميزي اوزاق دورماغا چاغيرديلار. آييق ميلتيميز تاريخدن عيبرت درسي آلديغيني گؤستره رک، کؤروکلمه لره باخميياراق قوشولماماغي ترجيح ائتدي
به نقل از سایت هواداران تراختور سازی تبریز روز یکشنبه قبل از بازی با استقلال تهران در ورزشگاه یادگار امام بر اساس مجوز های لازم که برای اجرای یک گروه موسیقی که از سازمانهای مربوطه اخذ شده مارش حماسی تراختور با هنر نمایی خواننده مردمی هوادار تیم ، " اصغر صفی پور " اجرا خواهد شد . لذا هواداران ضمن هم خوانی مارش ، تیم استقلال تهران و بینندگان میلیونی صدای ورزش آذربایجان ( تراختور ) را تحت تاثیر فرهنگ بالا و شیوه تشویق خود قرار خواهند داد .
مقدمه : امروزه مسلم است که اساس یک حکومت واحد جهانی و برقراری حکومت عدل و داد در کلیه شئون، با توسل به زور و استفاده از قوه قهریه امکانپذیر نیست. یکی از شاخصهای مهم ساختار دولتهای جهان، بافت چند ملیتی یا وجود اقلیت مذهبی می باشد. این امر باعث شده که شاهد خبرهای مربوط به تنش های ملیتی در اقصی نقاط جهان باشیم.
انتخابات اخیر با همه سرو صدای آن به پایان رسید و رخدادهای بعد از انتخابات نیز روز به روز فروکش می کند آنچه مسلم است در یک جامعه توده وار (غیر مدنی ) حوادث و رخدادها به سبب آنکه تنشها و اختلافهای چندین ساله و انباشته شده را در برهه ای از زمان نشان می دهند همچون آزمون و معیاری برای تحلیل ها و برآورد های اجتماعی قرار می گیرند و حوادث ، مبنا و سنگ محکی می شوند برای روشن شدن واقعیتهای نهفته و پنهان آن جامعه .
براي خيلي ها اين سوءال بي جواب مانده كه چرا در ايران تا روي كار آمدن رضا شاه در هيچ سند ؛دست خط، داستان يا شعري به اسامي نظير بيژن، منيژه ، فرامرز ،داريوش يا كوروش بر نمي خوريم. يا چرا هيچيك از پدر بزرگ هاي ما نام ايراني(فارسي) ندارند. به عكس به كرات نامهاي اسكندر، چنگيز ، تيمور را كه ظاهراً بر طبق تاريخ رسمي بر ايران هجوم آورده اند و خون هاي بسياري را بر زمين ريخته اند در داستانها و شعر ها آورده شده و بر روي پدرانمان گذاشته شده است.